پنجره جوهری

مزه ای در جهان نمی بینم/دهر گویی دهان بیمار است.

پاییز را دوست دارم چرا که با صدای خش خش برگهایش موسیقی زندگی ام را می نوازد.

بهار شاعران را دوست دارم چرا که با نگاه به برگی که در حال جدا شدن از شاخه ایست با  خودم فکر می کنم که آیا من نیز اینگونه از خالقم جدا شده ام؟

نگاهم را از برگ دور نمی کنم وشاهدم که برگ بیچاره هزارن پیچ وتاب می خورد و در آن لحظه ی نا تمام به سرگر دانی زندگانی ام می اندیشم. و باحسرت آهی می کشم که درخت را سوز زمستانی در بر می گیرد.

با نگاه خیره اینبار برگ را دنبال می کنم تا اینکه می بینم برگ آرام بر زمین نشست اما دور از شاخه های درخت؛ و آنگاه یاد لحظه هایی می افتم که  در آرامش موهوم و خیالی این دنیا مسکن گرفته ام حال آنکه در منجلابش  دست و پا می زنم .

و ناگاه اشک به مهمان چشمانم می شود نه برای خودم بلکه به خاطر برگ بیچاره ؛ چون شاهد لحظه ای  هستم که عابری با بی اعتنایی تمام قدم بر روی آن گذاشت و صدای فریاد برگ، اندام درخت را به لرزه انداخت.

و سدی که در برابر اشکم از روی غرور زده بودم می شکند. و سیلی به راه می افتد که تمام وجودم را می شویید و پاکم می کند.

                                                                                                                                   معین آهنگر دارابی      پاییز 86

..................................................................................................................................................................

جمعه 4 مهر1393 | 12:46 | معین | |

آواز دخترک کولی

میان بوته های تمشک

آخرین روزهای بهاری.

..........................................

یک پا و دو عصا

بساط مرد روی سرعت گیر

بادهای شمالی بندر.

 

شنبه 11 مرداد1393 | 23:26 | معین | |

می تراشید صورت خود را

مرد پیکرتراش اجباری

شکل یک زن پس از خود آزاری...

 

دوشنبه 5 خرداد1393 | 17:16 | معین | |

www . night Skin . ir